کتاب بنی آدم نوشته ی محمود دولت آبادی

در ۲۶ام آذر ۱۳۹۷

کتاب “بنی آدم” نوشته ی محمود دولت آبادی که توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.

شخصیت های داستان ها را هاله ای از ابهام دربرگرفته است، داستان ها اغلب محتوایی پر رمز و راز دارند و نویسنده در سایه، گنگ بودن ما را به نظاره نشسته است. این کتاب از همان ابتدای انتشارش در سال ۱۳۹۵ مورد استقبال گسترده ی مخاطبان قرار گرفت و در صدر پرفروش ها قرار گرفت. این کتاب از ۶ داستان کوتاه تشکیل شده است با اسامی: مولی و شازده، اسم نیست، یک شب دیگر، امیلیانو حسن، چوب خشک بلوط و اتفاقی نمی افتد. داستان ها عمدتا دارای مضامین شهری و اجتماعی اند. با وجود اینکه داستان ها به هم پیوسته نیستند، اما دارای عناصر مشترکی هستند که آن ها را به هم پیوند می دهند. “اسم نیست”، درباره ی فرار چند زندانی است و “اتفاقی که نمی افتد” نیز از زندگی کابوس وار یک پناهنده ای سیاسی می گوید. آن چه همه ی این ها را به هم پیوند می زند عناصر وهم، انزوا و مرگ است. در مجموع قلم استاد همچنان در این کتاب نیز فاخر است و می توان آن را اثری دانست ارزنده برای ادب دوستان. “مولی و شازده” اولین داستان و یکی از متفاوت ترین نوشته های کتاب است. این اثر در شب یلدای ۱۳۹۱ نوشته شده است و راوی ماجرای کوتوله ای را روایت می کند که از ستونی بالا می رود، زمین می افتد و در انجام این کار ممارست می کند، توصیفات دقیق و جزئی نویسنده از احوالات کوتوله به شدت تاثیرگذار است. “دولت آبادی” در این نوشته به شیوه ای غیرمتعارف به توصیف صحنه ی اعدام می پردازد.داستان ها از پردازش خوبی برخوردارند و به زیبایی تصویر سازی شده اند. کتاب بنی آدم” نوشته ی محمود دولت آبادی که توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.

 

.

.

.

فهرست مطالب :

۱٫مولی و شازده

۲٫اسم نیست

۳٫یک شب دیگر

۴٫امیلیانو حسن

۵٫چوب خشک بلوط

۶٫اتفاقی نمی افتد

.

.

معرفی نویسنده :

محمود دولت آبادی در مرداد ۱۳۱۹ در سبزوار به دنیا آمد. وی علاوه بر نویسندگی، نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویس نیز هست. او از جمله نویسندگان ایرانی است که آثارش به چندین زبان دنیا ترجمه شده اند و توانسته است جوایز بزرگ جهانی را از آن خود کند. از جمله آثار او کلیدر، جای خالی سلوچ و ققنوس هستند.

.

.

برشی از متن کتاب:

قوزی بود-نه آن پسر خاله که موهای فرفری داشت-بل قوزی آن مردی بود که دیشب حدود ساعت سه ی صبح به ذهن من درآمد که می خواست یک پرچم را از یک بلندی به پایین بکشاند. خیلی عجیب بود. به صورت یک فیلم کارتون در نظرم پیدا شد. یک داستان کوتاه جمع و جور بود. داستان کوتاه نوشتن از این نوع هنری است در توان کافکا و ولفگانگ بورشرت، اگر زنده مانده بود. اما او زود مرانیده شد، چون زود به درک روشنی از حقیقت تلقین شده رسید، که اگر مانده بود، یگانه قرینه ی کافکا می بود با عطوفت بیشتر. اما مثل دیگر ساده انگاران باید بپذیرم خداوند بندگانی را که دوست می دارد، زودتر نزد خود می برد. باری… آن داستان کوتاه شروع می شد با شب و قوزی. این جور که مرد پای ستونی نزدیک یک ساختمان دولتی. شب است و سرد است و مردم در خیابان دیده نمی شوند. قوزی پای ستون سنگی ایستاده و چهار تا چشم دارد تا بتواند هر چهار طرف را بپاید. اگر نگاه کنجکاوی هم متصور باشد که مردی چون یک نان خشک از بی خوابی کنار پنجره ی اتاقش ایستاده و دارد به میدان و آن ستون سنگی نگاه می کند، باز هم نمی توانست تشخیص بدهد که آن مرد قوزی چیزی است جدا از سنگ ستون. این که من او را می بینم و دیدم، از همان نشانه های ذهنی است که برخی به آن می گویند مالیخولیا. هرچه باشد، من او را دیدم و پرچم را دیدم اگرچه در شب، رنگ های آن به روشنی دیده می شد و حتا به طرز درخشانی به نظر می آمد.

.

کتاب “بنی آدم” نوشته ی محمود دولت آبادی که توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است. این کتاب از مجموعه کتاب های عمومی با موضوع داستان ایرانی در فروشگاه اینترنتی کتابانه می شود.