کتاب برف و سمفونی ابری از پیمان اسماعیلی

در ۲۵ام آذر ۱۳۹۷

کتاب برف و سمفونی ابری مجموعه داستان پیمان اسماعیلی است که توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.

برف و سمفونی ابری توانسته است جوایز متعددی را از آن خود کند، همچون جایزه ی منتقدان و نویسندگان مطبوعات، جایزه ی بهترین مجموعه داستان بنیاد گلشیری و همچنین جایزه ی مهرگان به عنوان بهترین مجموعه داستان سال های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷٫ این مجموعه شامل هفت داستان کوتاه با این عناوین است: میان حفره های خالی، مرض حیوان، لحظات یازده گانه ی سلیمان، مردگان، یک هفته خواب کامل، یک تکه شازده در تاریکی و گرای پنجاه و پنج. مجموعه داستان برف و سمفونی ابری به قدری فضای زمستانی و سرد را خوب تصویر کرده است که هنگام خواندن سردمان می شود. داستان ها در برف و مه و سرما دلهره را به خواننده منتقل می کنند. پایان غیرمنتظره یکی از هدیه های ویژه ای است که نویسنده ی داستان کوتاه می تواند به خواننده ی کارش بدهد و پیمان اسماعیلی در اکثر کارهایش از این ترفند استفاده کرده است. در میان حفره های خالی، نویسنده به خوبی وهم و ابهام را در فضای سرد و برفی کوهستان به تصویر کشیده است. در مرض حیوان نویسنده این بار شخصیت هایش را به دل کویر می برد و با نثری پرکشش مخاطب را همراه خود می کشاند. لحظات یازده گانه ی سلیمان هم داستان قتل و جنایت است در دل سرما. مردگان نیز همچنان تم مرموز داستان ها را ادامه می دهد. سپس در یک هفته خواب کامل با نویسنده به جنگل می رویم و در نهایت در یک تکه شازده با داستانی به شدت متفاوت از آنچه تا به حال خواندیم مواجه می شویم. در آخرین داستان نیز که گرای پنجاه و پنج است همچنان با ترس و لرز به خواندن ادامه می دهیم و اصلا دلمان نمی خواهد داستان تمام شود. کتاب برف و سمفونی ابری مجموعه داستان پیمان اسماعیلی است که توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است.

 

.

.

.

فهرست مطالب :

میان حفره های خالی

مرض حیوان

لحظات یازده گانه ی سلیمان

مردگان

یک هفته خواب کامل

یک تکه شازده در تاریکی

گرای پنجاه و پنج.

.

معرفی نویسنده :

پیمان اسماعیلی نویسنده ی کرد ایرانی است که در سال ۱۳۵۶ در تهران به دنیا آمد. او برای داستان همین امشب برگردیم توانست جایزه ی ادبی احمد محمود را از آن خود کند. جیب های بارانی ات را بگرد، نگهبان و برف و سمفونی ابری از جمله آثار او هستند.

.

برشی از متن کتاب:

مرض حیوان

دیر آمدی! تا غروب منتظرت ماندند، نیامدی. آن ها هم ماشین را برداشتند و رفتند کمپ جدید. ساختمانش را تازه تمام کرده اند. حالا می رسیم خودت می بینی. خیلی بهتر از جای قبلی مان است. خب یکی باید می ماند تا تو را برساند آنجا. سوال کردن ندارد. خودت می آمدی پیدا نمی کردی. فقط کاش راننده را مرخص نمی کردی. حالا باید این همه راه را پیاده برویم. خب بله. حرفت را قبول دارم. شبانه زیاد سخت نیست. اگر روز بود کباب شدیم. می خندی؟ باز هم خوب است که می توانی بخندی. ولی شانس آوردیم از شر آن دو تا کاروان بی ریخت و زنگ زده خلاص شدیم. انگار به جای مهندس حیوان استخدام کرده اند. نه حمامی، نه آشپزخانه ای. حرفت قبول. شرکت آدم پوست کلفت می خواهد. تو هم اگر پوستت کلفت باشد، دو سه ساله بارت را می بندی و خلاص.

قصه ی اینجا ماندنم دراز است. نپرس. خب ده سالی می شود. خیلی ها توی این مدت بارشان را بستند. بدبختی اش مال من بود، کیف کردن بعدش مال آن ها. شرکت هم می داند اگر من این جا نباشم، کارش پیش نمی رود. آخر کی حاضر می شود مثل من سگ دو بزند توی این برهوت؟ ولی خب، دیگر بومی این بیابان شده ام. کار کردن تویش را دوست دارم. آن اوایل این آمدن و رفتن ها عذابم می داد. یعنی هرکسی می آمد، زود بارش را می بست و بعد هم می زد به چاک، اما برای یکی مثل من که سرش به کار خودش بود، آب از آب تکان نمی خورد. ولی خب، یاد گرفتن چه طور با خودم کنار بیایم.

.

کتاب برف و سمفونی ابری مجموعه داستان پیمان اسماعیلی است که توسط نشر چشمه به چاپ رسیده است. این کتاب از مجموعه کتاب های عمومی با موضوع داستان است.